حس خوب

خرید بک لینک
دیشب قرار بود بریم خونه مادر شوهرم بعد برادر شوهرمم زنگ زدو گفت ما هم میایم رفتیم دیدیم اونا 4 نفرن بعد همسرم ب برادر شوهرم گفت پشت فرمون بشینه و 3نفر هم عقب نشستن همسرم گفت بیا جلو پیش هم بشینیم .

اولین بار بود ک تو ماشین اینجوری کنار هم مینشستیم چون همیشه خودش پشت فرمون بودو منم صندلی کنارش مینشستم .جالب بود برام ی حس خیلی قشنگی داشت قشنگ تو بغلش بودمو دستاشم دور گردنم حلقه کرده بودهمه مسیر یکساعتی رو تو همون حالت اومدیم:)همیشه فکر میکردم بعد ازدواج این چیزا برات عادی میشه و دیگه اون لذت اولیه رو نداره اما دیشب فهمیدم ک اینطور نیست و یه حس لذت خیلی قشنگ بعد مدتها تو وجودم روشن شد:)


برچسبها: حس خوب

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶ساعت 9:32&nbsp توسط سحر |

دوباره قهر!...

ما را در سایت دوباره قهر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 11:33

صفحه بندی