معنویات

خرید بک لینک
امروز صبح همسر ک بیدار شد بره سرکار منم بیدار شدم .اونکه رفت دیدم هنوز آفتاب نزده !

خیلی وقتا وقتی صب زود وقتی ک هنوز آفتاب نزده بیدار میشم یه حس بدی میاد سراغم ...با اینکه حتی دلیلی برای غمگین بودن هم نداشته باشم اما انگار تموم غمای عالمو تو سینه من میکارن!

امروز صبم وقتی همسرم رفت همین غم تمام وجودمو گرفت...تازه وقتی دیدم همسر داره صب زود میره متوجه شدم ک امروز شنبس!

یه لحظه دلم خواست نماز بخونم....حتی یادم نمیاد آخرین باری ک نماز خوندم کی بود؟!اما احساس کردم این غم سنگین بی دلیلو اینجوری نمیتونم از دلم پاک کنم باید حالمو خوب کنم ...با اینکه سختم بود اما بیدار شدمو رفتم وضو گرفتم وقتی برگشتم تا نماز بخونم یادم اومد من اصلا تو اتاقم چادر نماز ندارم !! قبلنا یک مهر داشتم اما چون خیلی وقت بود نماز نخونده بودم حتی مهر رو هم پیدا نمیکردم!!

اینکه برم و از طبقه پایین مهرو چادر نماز بیارم برام سخت بود !بالاخره مهر پیدا کردمو با یک روسری بزرگی ک داشتم موهامو پوشوندمو بدون چادرنماز نمازمو خوندم .....اعتراف میکنم ک حالم بهتر شد چون بعد نماز دعا کردم.....

یه حال خوب بهم دست داد نمیدونم اون حال خوب مال نماز بود یا حس رضایت از خودم اما هرچی بود حال منو خوب کرد...

چقد دلم میخواد دوباره ب زندگیم هدف بدم ...چقد دلم برای یک تلاش عمیق تنگ شده....

+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۶ساعت 6:46&nbsp توسط سحر |

دوباره قهر!...

ما را در سایت دوباره قهر! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 11:33

صفحه بندی